صدرا  جونم صدرا جونم ، تا این لحظه 7 سال و 5 ماه و 13 روز سن دارد

صدرا عشق مامان

پسرم هستی من ارامش زندگیم عاشقانه دوستت دارم❤

روزمرگی های اردیبهشت ماه☺

سلام به جان دلم و مامانای گل نی نی وبلاگی امیدوارم که ایام به کامتون باشه و ماه صیافت خدا مبارک و نماز و روزهاتون قبول درگاه حق باشه. از درگیرهای چن هفته پیش بگم که یه اتش سوزی کوچیک تو خونمون اتفاق افتاد و چن هفته درگیریش بودیم که از نو خونه تکونی کردیم و کل خونه رو دادیم نقاش کاری خلاصه خدای مهربونم بهمون رحم که خسارت زیادی بهمون نخورد خداروشکر بخیر گذشت جونم برات بگه که جان دلم اتاقتو با ما عوص کردی و رفتی تو اتاق بزرگه که اینجا خیلی راحتی و منم تو اتاقت گم نمیشم و میتونم راحت وسایلاتو جمع و جور کنم کاش از اول اینکارو میکردیم. الانم دو هفته ای میشه درگیر امتحاناتی خداروشکر تا الانش تو همشون بیست شدی و اخرین جایزه ات رو هم گرفتی . د...
24 ارديبهشت 1398

اردیبهشت زیبا و برفی🌸❄️

بهار امسال ️   بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک شاخه های شسته، باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سفید برگهای سبز بید عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک رسیده اینک بهار خوش بحال روزگار …           من میخندم تو عکس بگیر.. و در کنارش بنویس: "وقتی دوست دارمش اردیبهشت زیبا و برفی ️   ...
3 ارديبهشت 1398

حس بودنت...!

  درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق شادم از اینکه همه حال و هوایم"تو شدی" 🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋   تــــو را داشتـــــــن یعنــــــــــی زندگــــــــی بـه شــرط لبخنــــــــد 🦋🦋🦋🦋🦋🦋🦋     حس بودنـت... قشنگ ترین حس دنیاست ️ ️ ️ ️   ...
31 فروردين 1398

سیزده بدر ۹۸🍀💚🍀💚🍀

          میتونم ساعت ها و سالها تماشات کنم و هر ثانیه اش دورت بگردم         سه نفری هامون     چشمایت درمان می کند حال خرابم را...                     🧡 🧡 🧡     دو عدد عشق دو عدد امید به زندگی             عزززززیززززززم     مامان فدای استایلت بشه نفسم ️ ️   ...
17 فروردين 1398

بهار زندگی ما تویی...

یا حق. آرام جانم... شکوفه ی بهارم... باز بوی بهار باز تو و تازگی و رنگ باختن بهار... خــــوب نگاه کن... ببین چه کردی...چه خواهی کرد...نکند بهاری بگذرد و بهاری نشوی... دلت را صیقل بده.... یکرنگی کودکی ات را در صندوقچه ی قلبت نگاه دار... برای روزگاری که می اندیشی زمستان است و بس!! برای روزهایی که به انتظار بهاری... بدان...بخواهی می شود...و خدایت ...او را داری غمت نباشد...که نزدیک ترین است به تو. بدان تا همیشه برایم ؛ تو بهـــــاری...بهاری ام میکنی...قدمهایت سبز است...دستانت عطر بهارنارنج می دهد...نگاهت گرم است...وجودت شکوفه باران است... بهار مبارکت باد...شکوفه ی بهاری ام. چقدر دوستت دارم....گاهی نفسم میگیرد....شاید ق...
11 فروردين 1398

تسلیت ایرانم🖤

🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤   امسال اولین سالی بود که برای چیدن سفره هفت سین ذوق میکردم. برای تموم ظرف هایی که پر میکردم به معنای تک تک سین ها فکر میکردم که چرا گذشتگان ما اینا رو گذاشتن ؛ و فکر کردن به خیر و برکتش باعث میشد با ذوق بیشتری بچینم اول از همه برای بچه های تنهای کشورم دعا کردم و بعد سلامتی و شفای بیماران ، فکر نمیکرد سیل امسال یکی از سین های هفت سین کشورم باشد هیچ وقت فکر نمیکردم که این همه غم زیر هفت سینم باشد خدایا صدای این مردم را بشنو   ...
5 فروردين 1398

🌸اولین روز از سال ۹۸🌸

  هفت سین آرزوهای نوروز امسال: سایه پدر و مادر بر سرتون سلامتی جسم و جانتون سرسبزی خونه هاتون سخاوت دل ‌هاتون سرنوشت زیبا در تقدیرتون سبد سنبل تو نگاهتون سیب لبخند همیشه رو لباتون ... ️       عید دیدنی امروز خیلی قشنگ و مجلسی به پایان رسید در کنار عزیزان     مردای زندگی من ️ ️ ️     اول صبح و استارت عید دیدنی شروع شد به همین قشنگی ️         یه عکس دونفره عکاسم که آقای عشقه     تو جانِ جانانِ منی ️   ...
1 فروردين 1398

دو قدم مانده 🌸به خندیدن گل🌸

اسفند لبخندِ زمستان است از ذوقِ بهار   با چشم هایت حرف دارم می خواهم ناگفته های بسیاری را برایت بگویم از بهار از دوست داشتن های بی پایانم ️     عیدی امسال من ممنونم از مامان و بابای مهربونم بابت تموم این همه محبت به من و عشقم و پسر یکی یدونم انشالله سایشون بالا سرمون مستدام بمونه. و کادوهای نقدی دیگه     بنـــــد بنــــــد وجــــــودم با وجودت جان گرفت از همون روزی که اومدی توی زندگیم حالم بی نظیرترین شد ... بودنت برام آرامش محضه نفسم ،زندگیم ، دنیام خیلی دوست دارم     مگر می شود تو را داشت و بَد بود؟! تو خو...
28 اسفند 1397

🌷سفر یهویی به مشهد مقدس 🌷

سفر چهار روزه به مشهد مقدس ؛ روز یکشنبه تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ساعت دو نیم   یه سفر به یاد ماندنی ️     فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد     من نمیرم برای این خنده های شیرینت     عشق خوش خنده من     من به فدای اون دلبریای پدر و پسری     لابی هتل و منتظر ماشین تا بریم حرم     اولین عکس تو حرم مطهر امام رضا(ع)     پسر خوشتیپم         سقاءخونه     پسر باسوادم به...
23 اسفند 1397

اسفند ۹۷

روزهای آخر اسفند می تواند یادم بیندازد که زندگی همین است .همین روزهای تند وتند دویدن ها بشورها و بساب ها ...از نو نوشدن ها با خودم می گویم ادمیزاد هم موجود عجیبیست. می داند همین چند صباح دیگر،صدای ساز و دهلِ تحویل سال که بیاید و بگذرد؛دوباره شروع می کند به ارام شدن ها و در خود راکد ماندن ها؛شلوغ و در هم و شلخته و کثیف کردن ها و هر روز کهنه تر شدن ها...اما هنوز مثل هر سال ،راه خودش را می رود . دوباره از نو برای نو شدن ذوق می کند و از فکر امدن فروردین توی دلش قند آب میشود! گندمش را سبز می کند؛هفت سینش را می چیند و بعد می نشیند کنار قرآن و آینه و آرزوهای شاد و رنگی اش را توی ذهنش مرور می کند که انگار هنوز هم ،از لابه لای آن همه تا...
12 اسفند 1397