یلدای ۱۴۰۳؛ اولین یلدای عسلک🍯

ماه شب یلدای من شمایین عشق های مامان 🧿

اولین یلدای طاها جونم 🥹

عشقای مامان امسال یلدا روز جمعه بود که یه روز قبلش رفتیم خونه مامان حمیده و روز جمعه هم خونه مامان فاطی بودیم خیلی خوش گذشت و نگم از جگر گوشه ای کوچیکم که انواع و اقسام طعم ها رو تست کرد

خونه مامان حمیده








طاها جونم تو اواخر هشت ماهگیت سرمای شدیدی خوردی بمیرم برات که خیلی اذیت شدی سه شب و روز تب شدید بدون اینکه پایین بیاد ولی خداروشکر به خیر گذشت ولی سخت گذشت
اون ماه اصلا وزن نگرفتی و وزن کم کردی داری دندون هم در میاری که شبا اصلا تا صبح بیقراری الهی دورت بگردم
پست بعدی عکسای دندونیت رو میزارم نفسی
صدرای قشنگم وقت امتحانات هست و عجب درگیر درس و امتحانی و ساعت چهار صبح بیدار میشی و درس میخونم الهی دورت بگردم پسر فهیم من که شرایط رو درک میکنی ای کاش میتوانستم بیشتر از این برات وقت بذارم تا تو اذیت نشی
گوشیم رو پاکسازی کردم کلی عکس از غذای کمکی طاها داشتم برا دوستایی که نی نی کوچولو دارن میخواستم بذارم شاید مفید باشه براشون متاسفانه فقط تعداد کمی رو گوشیم مونده
که اونا رو میزارم

فرنی و موز و پودر پسته









و کتابی که این روزا میخونم


همش با سیم ها بازی میکنی خداروشکر کمی سرگرمت میکنه
برم پست بعدی با عکسای دندونیت برمیگردم
خدایا میشه لطفا مواظب این دو فرشته ی من باشی چون خیلی دوستشون دارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



یلدای ۱۴۰۳؛ اولین یلدای عسلک🍯 


