صدرا  جونم صدرا جونم ، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره

صدرا عشق مامان

پسری از جنس پاییز با بوی بهار...

قند و نبات خونه

اگه عسل نیست پس چیه ؟؟؟؟؟ آبنبات من امروز برای اولین بار صدرا با بابا امیر رفته بود بازار تا لباسهای مدرسه اش رو اندازه بگیرن موقع برگشت اون عروسک های ناز رو برات خریده بود از وقتی صدرا رفته بود تا ظهر نتونستی بخوابی همش بی‌قراری میکردی وروجک دوست داشتی یعنی چه زود شروع کردی این شیرین کاریهات رو اینجوری خودتو تو دل همه جا کردی دوران بگردم الهی من فدای هر دوی شما بشم یه خواب نازمون نشه؟ و همینطور اولین انگشت خوردمون ...
17 تير 1403

یه سوال از مامانای نی نی وبلاگی😊

پسرم طاهام بعد صدرا تو قشنگترین اتفاق زندگیم بودی که هر ثانیه خدا رو به خاطر داشتنت شکر میکنم چه خوب که به این دنیا اومدی و چه تصمیم قشنگی بعد ۱۵ سال گرفتیم پسرم قشنگترینم منو و بابایی و داداش مهربونت خیلی خیلی دوستت داریم پسرم، قند این روزهایم داشتنت چه زیباست ️ #چشمهایش یه سوال از مامانای گل نی نی وبلاگ دارم ممنون میشم راهنمایی کنین طاها بعد چهل روزگیش هم کولیک داشت و هم رفلاکس شدید خداروشکر کولیک بعد دو هفته سختی و پی درپی دکتر بردن بهتر شد ولی رفلاکسش خوب نمیشه ساشه ای امپرازول بهش میدم یکی دو روزه شروع کردم اگه تجربه ای داشتین از راه طبی یا دارویی به اشتراک بذارین ️ ️ ️ ️ ️ ️ ️...
15 تير 1403

اولین کادو طاها جونم

سلام جگر گوشه ام ،پاره ی تنم الهی من دورت بگردم تقریبا امروز دو ماه و هفت روزه هستی که تو این مدت فرصت نشده بود برات هدیه بخریم اینم بمونه به یادگاری از اولین هدیه ات جان دلم 🏻 ️ این لباسی هم که تنته دای دای از جلفا برات خریده بود قندو نباتم اینو هم دایی جون برات خریده اصلا دل همو رو می‌بری کادو ها به سمت تو میاد خلاصه جونم برات بگه شدی همه دارو ندار خونوادمون ️ ️ ️ شیطون بلای خونمون ️ صدرا جونم مرد کوچکم بعد امتحانات قول داده بودی به عرشیا که یه روز تنهایی از صبح بیاد و باهات بازی کنه عمه قربونت بره مهربونم ️ یه خواب این طوری مون هم نشه 🥹 گل پسرا فعل...
10 تير 1403

دوماهه شدن بچه رئیس خونمون 👶

سلام به عشقای زندگیم شما دو نفر امید زندگیم هستین طاها طلای ما ،بچه رییس خونمون ۲تیر دو ماهه شده طبق معمول واکسن دو ماهگیش رو هم زدیم چکاپ ماهانه هم بردیم همه چی عالی بود ولی سر واکسن خیلی اذیت شدی دلبندم یه روز کلا پات رو تکون ندادی و مرتب تب میکردی ولی خداروشکر بعد چن روز به روال قبلی برگشتی ...
6 تير 1403

دلخوشی زندگیم 💫

دو روزگی طاها جونم اینجا تازه از بیمارستان رسیده بودیم بعد حموم چقدر کوچولو بودی 🥹 ️ ️ عروسک من یدونه هم بغل دایی ️ پسرم طاهای قشنگم نازدونه مامان هر چی از احساسی که بهت دارم بگم بازم خیلی کمه تو ،تو روزای سخت زندگیم اومدی تا دست همو بگیریم و با هم ادامه بدیم دوستت دارم قشنگترینم تو و صدرا زیباترین اتفاق زندگیم هستین ️...
27 خرداد 1403

خوش اومدی طاهای قشنگ من ...

پسر قشنگم طاهای من چقدر روز تولدت استرس داشتم و این عکس گویای همه چیز هست الان که ۱۳ روز از به دنیا اومدنت میگذره موقع تایپ  باز همون حس رو دارم و بغض گلوم رو میگیره به عنوان یه مادر نگران،پر استرس .. و اینکه در طی این همه سختی ها و نگرانی ها دوستای نابی هم داشتم که روز به دنیا اومدنت تو نماز صبح سوره یاسین و نماز خوندن که از همشون تشکر میکنم و هیچ وقت محبتهاشون رو فراموش نمیکنم . اینجا ساعت۱۲ و نیم شب هست که با مامان فاطی و ما چهار تایی رفتیم که بستری بشم و از صدرا داداشت نگم که خیلی نگران بود. پسرم طاهای من تو این نه ماه خیلی بهم عادت کرده بودیم که باید زمینی می‌شدی فرشته کوچولوی من بعد از صدرا تو قشنگترین و...
15 ارديبهشت 1403