پنج ماهگی طاها جونم
ایشون خامه عسلی ماست هر روز میخورمیش 🥹🥹🥹🥹🥹 اینجا هوا به شدت سرد شده ما دیگه لباس زمستونی هامون رو میپوشیم بگین که شهر شما هواش چطوره ؟ گاهن خیلی بی ریخت میشه ولی من همه جورشو دوست دارم آخه اون عشقه منه چشاش از کل زندگی من قشنگتره🥹🥰 یه نفر دوست داره فقط خودشو زیر پتو قائم کنه عه منو میگن خیلی سخت میخوابم ،اینجا که داداشم تو تاب منو خوابوند مامانم آب قند میخواست از بس خوشحال بود جیگره جیگر🫀🧿 بعد از مدت ها فقط تو میتونستی حال منو خوب کنی نفس مامان ❣️ بعد از مدرسه رفتن داداشی حس غیرت بهم دست داده خلاصه تصمیم دارم یه ج...
بوی ماه مهر 🎒🎓
امسالمون هم به همین قشنگی شروع شد پسر قشنگم پسر فهیم من موفق باشی...
گذر زمان .....🐥
اینجا مرکز بهداشت و بی خبر از هر چیزی اومدیم واکسن چهارماهگیتو بزنیم قندعسلم خداروشکر بخیر گذشت عزیزم فقط کمی تب داشتی روزی نیم ساعت رو اختصاص میدیم که کمی آفتاب بتابه بهت و خیلی دوست داری غذای کمکیت رو در حد فرنی رقیق برات شروع کردم از امروز میخوام هر روز دو قاشق یه وعده ای شروع کنم از مامانا ممنون میشم که راهنمایی کنن که از چند ماهگی غذای کمکی شروع کردن و چیا میدادین و برای وزنگیری بچه ها چی خوب هست من غذای کمکی صدرا رو هم زود شروع کردم و خداروشکر خوش غذا بود ولی در مورد طاها نمیدونم این کلا بستگی به ذایقه بچه ها داره که کاملا متفاوتن ساعت چهار صبح همینقدر شنگول و منگول ...
یه روز با من ...
این روزهایم فقط و فقط تویی کلوچه اونایی که تازه مادر شدن یا بچه دومشون هست خوب میدونن که تا چندماه فقط باید بچسبیم به این کلوچه ها هم سخته هم شیرینه فقط با یه لبخند تمام خستگیمون در میره شب و روزمون مشغول این کلوچه هایم تایم پوشک و ماساژ و بازی و خورد و خوراکشون و خواب و لباس و .... باید کلی نازشون رو بکشی و اینکه صدرام تو هم فراموش نشدی و لابه لای این روزمرگیام هستی ولی ماشاالله مرد شدی و این روزها موقعی که دوربین به دست میشم سریع محو میشی کلاس فوتبال و زبان و شنا میری و از همه بیشتر شنا رو دوست داری خلاصه جونم براتون بگه که از وقتی طاها به دنیا اومده همه چیز من این چهار چوب زندگیم شده تفریح و مهمونی من شمایین همین که رض...
عکس چهار ماهگی ...🫀خونمون
✍️ ارسال مطلب و عکس در وبلاگ چهار ماهگیت مبارک فندوق من 🥳 حالا گفتیم ما هم عقب نمونیم و یکی دو تا عکس ماهگرد از بچه رییس خونمون بگیریم به این قشنگی چهار ماه رو پشت سر گذاشتیم جگر گوشه ام 🫀...
چهار ماهگی طاها جونم ..
چهار ماهه که با اومدنت زندگیمون رو بهشت کردی عشق مامان ️ کارایی که میکنی با دستات چیزی رو میگیری انواع و اقسام صدا ها رو در میاری خیلی بازیگوش شدی و اینکه اواخر چهارماهگی دهانت برفک زد که بردم دکتر و نیستاتین داد و قطره آهن و مولتی ویتامین شروع کردیم برات از مامانا خواهشی داشتم اگه تجربه برفک دهان دارن از کوچولوهاشون ممنون میشم زیر این پست کامنت بذارن و شیر خودم و کمکی میدم بهت نوش جانت باشه جانک...
رواست که چنین بی حساب دل میبرین...
حال این روزهایم خوب هست نبض زندگیم رو با دستان شما گرفته ام مثل نبضی توی وجودم .......
نویسنده :
مامان صدرا
23:31
محرم 1403🏴🥀
صدرای قشنگم پسر مهربون و با فهم و درکم چقدر تو مرد شدی چقدر بزرگ و فهمیده شدی امسال ۱۴۰۳ داداشت هم پیشمون بود و چقدر خدا مهربونه پسرم دیدم لحظه لحظه برداری شما چقدر این روزها به داشتن شما افتخار میکنم و چقدر از داشتنتون خوشحالم بمونید برام بمونید برای هم داداشی ها محرم امسال اکثرا خونه مامان فاطی موندیم چون بابا هیات میرفت برا شما گل پسرا هم خیلی خوش گذشت اصلا صدرا تو که فقط دوست داری خونه مامان فاطی بمونی بخاطر بچه های محله شون طاها تو هم که مامان فاطی مادر دومت حساب میشه در نبود من کلا جام پر میشه یه روزم رفتیم خونه ی آقاجون که طاهای خوش اخلاقم ...












