صدرا  جونم صدرا جونم ، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 10 روز سن داره

صدرا عشق مامان

پسری از جنس پاییز با بوی بهار...

یه روز گرم افتابی با فندق خان

  یاحق........ بهارِ عمرم...این روزهایمان به بازی و بازی و بازی میگذرد...نمی دانستم باید برای این روزهایت انرژی ذخیره کنم...باید بدوم پا به پایت...بخندم مثلِ تو....و آنقدر دنیا برایم بِکر باشد که هر بار از دیدنِ زاغکی ذوق کنم! به خیالم بزرگ می شوی و میروی پی بازیت... اما گویی تا تو باشی بازی هم هست... کمی طولانیست..اما ماندگار! میدانم ثبتش نکنم به ازای شیرینی روز افزونت فراموشش میکنم! پسر شیطون بلایم مامورخ 1393/3/2 جمعه برای گردش وپیکنیک با خانواده مامان فاطی  رفتیم باغ خودمون .وای که چه هوایی داشت چقدر ساکت وبا صفا بود درختانی که با داشتن شاخ وبرگ محکم تلاش در بزرگ کردن میوه ی خودشان هستن  وگلهای زبیایی...
7 خرداد 1393

با افتخار میگویم من یک زنم؟

  از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز می‌گذشت. فرشته‌ای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی می‌فرمایید؟" خداوند پاسخ داد: "دستور کار او را دیده‌ای‌؟ باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند. باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند. دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود. بوسه‌ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند." فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد. "این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تما...
2 خرداد 1393

گردش بهاری با یکی یه دونه پسرم

  پسرم داری قد میکشی پا میگیری جلو چشمام تو نباشی دیگه از زندگی هیچی نمیخوام وقتی میخندی دلم تو سینه پرپر میزنه اینکه تو بزرگ شی تمام رویای منه پسر م گل پسرم دوردونه ایی تاج سرم واسه ی خوشبختی تو از همه دنیا میگذرم یکی یه دونه ی من تموم هستی ونیستمی واسه ی اینده ی تو من نمیزارم هیچ غمی همه هر چی دارم تو زندگی همه ماله تو ا وقتی که تب میکنی دلم تو اتیش توا وقتایی که نیستی دلم همش  پیش توا پسرم گل پسرم دوردونه ایی تاج سرم واسه خو...
30 ارديبهشت 1393

بابایی /عزیزمی /عمرمی /روزت مبارک .جشن عروسی دایی جون

                                                                                    اگر چه خانه مان کوچک بود وکاه گلی،اماخسته ترین مهربانی عالم،در آینه چشمان مردانه ات،کودکی ام را بدرقه کرد تا امروز به معنای تو رسیدم.می خواهم بگویم ببخش اگرپای درخت سیب حیاطمان،پنهانی،غصه هایی را خوردی که مال تو نبودند.ببخش اگر ناخن های ضرب دیده ات را ندیدم که بخاطر یک لقمه نان حلال در معدن های زغال سنگ آسیب دیدند.ببخش اگر سرفه ها و...
27 ارديبهشت 1393

پسر شیطون بلایم ماهگردت مبارک

ماهگیت مبارک دلبرکم از روزیکه پا به این دنیا گذاشتی و تا امروز که 29 ماهه شدی بهترین لحظات عمرم رو برایم رقم زدی نور مردانگی در چشمانت همیشه پایدار مرد کوچک 29 ماهه من دوستت دارم وروجک کوچولویم   صدرایم امروز 17 اردیبهشت یه ماهه دیگه بزرگ شدی دیگر صدرای نیم وجبی نیستی برای خود مرد شدی دیگر حرف زدنات کامل شده با زبون شیرینت کلمات شکسته و گاه مثل ادم بزرگا حرف میزنی دیگر نمیدانم شادیم را چگونه ابراز کنم فقط میتوانم در ان لحظه در اغوشم بگیرم و هر چقدر که میتوانم فشارت دهم وتویی که از شادی من به وجد میایی  صورتم را ب...
17 ارديبهشت 1393

شب ارزوها وعلایق فرشته کوچولو

برای چراغ های همسایه هم نور آرزو کن ، بی شک حوالی ات روشن تر خواهد شد ... ماه رجب است و شب آرزوها التماس دعا سلام به دوستای گلم وسلام به یکی یه دونه پسرم که ارامش را در چشمای او دیدم .صدرایم امروز شب ارزو هاست شبی که پروردگارمان هیچ بنده ای را دست خالی بر نمیگرداند . شبی  که در ان همه محتاج دعایند . پسرم اولین واخرین ارزویم تو هستی ولی دیگر برای تو ارزو داریم ارزوی تندرستی سلامتی موفقیت خوشبختی جونم برات بگه که ماشالله هزار ماشالله اقا تمام شدی ودیگه کارای بد وخوب رو تشخیص میدی که باید کجا شیطونی کنی وکجا یه بچه ی اروم وناز بشی تا دلبری کنی وهمه قربون...
13 ارديبهشت 1393