صدرا  جونم صدرا جونم ، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 14 روز سن داره

صدرا عشق مامان

پسری از جنس پاییز با بوی بهار...

فقط وفقط عکس

سلام زیبای شیرین زبان من.........   ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺧـــﺪﺍ ﺍﯾﻦ ﺷﺪ ﮐﻪ... ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻣﻮ ﺑﺒﻨﺪﻡ...  ﺩﺳﺘ     پسرمو بذارم ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺘــــ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺑﺮﻡ ﺟﻠﻮ... ﺧﺪﺍﯾــــﺎ...  ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﺗﻮﯼ ﻣﺴﯿـــﺮ ﺩﺳﺘﻤﻮ نو ول نکنﯽ... ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﻣﻮﺍﻇﺒــــ ﺳﻨﮕﺎﯼ ﺟﻠﻮﯼ ﭘﺎمون باشی...... ﻗﻮﻝ ﺑﺪﻩ ﻣﻮﺍﻇﺒــــ ﺁﺧﺮﺵ ﺑﺎﺷﯽ... ﻣﻦ... ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﭼﺸﻤﺎﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﻢ ﭼﯽ ﺧﻮﺑﻪ ﻭ ﭼﯽ ﺑــــﺪ... ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪﺵ ﺑﺎ ﺗــــﻮ... ﻣﻦ ﺍﺳﻤﺸﻮ ﻣﯿﺬﺍﺭﻡ ﺩﻭﺳﺘـــﯽ ﻭ ﺗﮑﯿـــﻪ ﺑﻪ ﺗـــﻮ... ﻭ ﺗــــﻮ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﻭ ﺑﺬﺍﺭ ﺗﻮﮐﻞ... ﻣﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﺍﺯ ﺗﻮﮐﻞ ﺑﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﭘﺸﯿﻤـــﻮﻥ ﻣﯿﺸـــﻢﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺗﻮﮐﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﻪ ﺗــــﻮ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺘـــــ ﭘﺸﯿﻤـــﻮﻥ ﻧﻤﯽ ﺷـــﻢ... ﻣﻮﺍﻇﺒﻤــــﻮﻥ ﺑﺎﺵ ﻭ ﻫﻮﺍ...
9 خرداد 1394

پدر عزیزم ومرد زندگیم روزتان مبارک

دلم می خواهد به بعضی ها   بگویم باش   حتی من اگر نباشم ...   پدرم یکی از آنهاست ... به افتخار بهترین بابای دنیا وقتی بچه بودم منو میزاشتی رو دلت و ازم میپرسیدی قلب بابا کیه؟ منم با صدای کودکانه میگفتم: مـــن بازم میپرسیدی جیگر بابا کیه؟ میگفتم: مـــــن و باز میپرسیدی چشم بابا کیه؟ میگفتم: مـــــن اون موقع ها درک نمیکردم قلب بابا بودن و جیگر بابا بودن و چشم بابا بودن یعنی چی!؟ اینو وقتی متوجه شدم که صورتت پر از چروک شده و موهات رنگ سیاهشو داده به سفیدی! بابایی تمام موهاتو دیدم ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮم سفید شد و از زجرکشیدن من آروم آروم شکستی ... آره تازه فهمیدم قلب بابا بودن یعنی وقتی ت...
16 ارديبهشت 1394

40 ماهگیت مبارک ملوسک وبا تاخیر هر چه بیشتر روز مادر

وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد. مادر عزیزم روزت مبارک   مادر که شدم دیدم چه کشیدی فرشته ی اسمانی روزت مبارک عزیزم چند روز قبل از روز مادر با امیر حسین بردمتون صدا سیما  برنامه ناز بالار که خیلی براتون  خوش گذشت چند تا از اون روزتون عکس میزارم برا یادگاری عکس های بعدی هم متعلق به ام...
5 ارديبهشت 1394

چهارمین بهار عسلک

سکوت صدای آب بوی شکوفه ها بوی کاهگل نم خورده ولی خودمانیم آدم گاهی دلش بهار می خواهد … سلام صدرایم سلام عشق کوچکم..... عید امسال با خوشی های پی در پی تموم شد صفحه ای سفید رنگ باز کردیم وتموم کینه ها را کنار گذاشتیم وبه همان کاغذ سفید رنگ خیره شدیم تا روز هایمان رو به سفیدی کاغذ سفید کنیم ولک ولوکی نداشته باشد ... امیدم لحظه تحویل سال خونه بودیم وبیدار تو در خواب شیرین ورویای خوش بیدارت نکردم تا فردایی راحت وپسری با انرژی داشته باشم بعد تحویل سال خوابیدیم وساعت 6 صبح بنا به قرارمون که حرکت به سمت تهران خونه عمه اینا بود بیدار شدیم واول روز 94 صبج زود خودمون و زدیم به راه . پسرم تو مسیر رفت اروم و...
17 فروردين 1394

اخرین پست سال 93

** چه پرشتاب اند ساعت ها در روز ، روزها در ماه و ماه ها در سال و سال ها در عمـــــر ....**یادش به خیر به روزهایی که منتظر امدنت بودیم یادش به خیر به روزهایی که  منتظر شور وهیجان اولین تولد واولین تکاملت بودیم یادش به خیر به روزهایی که در غم وشادی ودر بیماری کنار هم بودیم وهستیم( امین ) امدم بگویم سه سال وسه ماهگیت مبارک فدای تو مادر بند بند وجودم به یک نفسِ تو بند است! همان نفس بیسکوییتی و شیری ات! خدایم ، مهربانم...بی نظیرم... صبرم را بیشتر کن....در برابر سیر تکامل این کودک...از هر نظر...کودکم می خواهد قدمهای بزرگتر بردارد...نکند مانع شوم...نکند عشقم دست و پایش را ببندد....می خواهم رها باشد...بالنده تر از همیشه با...
21 اسفند 1393

3سال و2 ماه و7 روزگی عسلک

دلم برای اینجا تنگ شده دلم برای دوستام تنگ شده ............. روزهای کودکی صدرا پسر عزیزم در حال گذره پسر شیطون وبازیگوش ونیاز به مراقبت در کنارم نفس میکشه وبزرگ میشه زندگی انقدر روی دور تنده که حتی ثانیه ها هم ارزشمندن و بین اینهمه کار، اگر زمانی باقی باشه، دوست دارم که اون زمان، به بودن در کنار پسرم و تماشای کودکیش بگذره.. - دوست دارم بتونم هر وعده غذای تازه بهش بدم - دوست دارم بتونم هر بار که طلب می کنه باهاش بازی کنم - دوست دارم بتونم به موقع شرایط خواب و استراحتش رو فراهم کنم - دوست دارم اگر وقتی باقی میمونه دوربینم رو دستم بگیرم و این لحظات گذرا رو ثبت کنم -  و هزاران چیز دیگه که دوست دارم و وقت کافی براشون ندا...
24 بهمن 1393

باورت میشه که همه دنیای منی

پســـــــــر....هرجا تو هستی...پُر از فرشته است...گاهی خودِ خــــــــــــدا رو حس می کنم...یه وقتایی که نه از دست من کاری برمیاد...نه هر کسِ دیگه ای...حتی فرشته ها!   فرشته کوچولویم ماهگردت مبارک   عشق ابدی من سلام دلمان خوش بود به لحظه لحظه ی بالندگی ات...به دندانِ سفیدِ تازه واردت....به جهتِ رویشِ مویت..به انگشت کوچکِ دستت ... نشان هم میدادیم ثانیه های بیادماندنی و بکرِ بالندگی ات را...و دل می بستیم به اینکه تو بی تایی در جهانمان! همین تنها بودنمان...همین خلوت بودنِ خانه ی عشقمان مزید بر علت شد...که تو هوا بشوی و ما نفس بکشیمت..گویی دم و بازدممان را می شمردی...
19 دی 1393

HAPPY NEW YEAR 2015

I am dreaming of white Christmas , with every christmas card i write, May your days be merry and bright, and May all your christmases be white.Happy Christmas به یه کریسمس سفید فکر میکنم، با هر کارتی که برای کریسمس آماده میکنم، آرزو میکنم که همه ی روزهات شاد و آفتابی (روشن) باشن، و امیدوارم که همه ی کریسمس هات سفید باشن. کریسمس مبارک شاهزاده ی کوچکم کریسمس مبارک   Wishing You a Happy Christmas and to hope the New Year too. Will be a very prosperous Healthy and Happy Time for you..!! با آرزوی کریسمس وسالی خوش برای شما.اوقاتی...
11 دی 1393

یلدای 93 در 3سال و17 روزگی

چهارمین یلدات مبارک ملوسک مامان............ شب یلدا همیشه جاودانی است زمستان را بهارزندگانی است شب یلدا شب فر و کیان است نشان ازسنت ایرانیان است به صد یلدا الهی زنده باشی /انارو سیب وانگور خورده باشی اگر یلدای دیگر من نباشم تو باشی وتوباشی سلام به عشق کوچولوی خودم وسلام به همه ی دوستای گلم که در ثبت خاطرات ناز دونم همراهم بودن وباوجود اونا انرژی میگیرم . پسر گلم ملوسکم از اینکه دیر به دیر میام منو ببخش میخوام خاطراتتو از روز سومین تولدت تا به حال بگم .ملوسکم تصمیم گرفتم امسال تولدتو تو مهد پیش دوستات بگیرم هم برا تو کلوچه تنوعی بشم هم برا ما . 17 اذر روز دوشنبه...
4 دی 1393