صدرا  جونم صدرا جونم ، تا این لحظه 7 سال و 7 روز سن دارد

صدرا عشق مامان

برای پسرم که تموم وجودمه ه ه ه ه ه ه ه ه .............

  مرد کوچک مادر فدای قدو بالایت خوب به حرفهای مادرت گوش کن حرفهایِ شاید تلخ و سنگینیست اما باید از همین بچگی ات برایت بگویم تا در آینده اماده باشی برای مرد شدن تو قرار است مرد خوبی شوی مرد خوب بودن کار سختیست اینکه قوی باشی اما مهربان صدایت پر جذبه باشد اما نه بلند اینکه باید گلیم خودت را از آب بکشی بیرون و مهم تر اینکه باید تکیه گاه باشی عزیز دل مادر تکیه گاه بودن سخت ترین قسمت مردانگیست اول از همه باید تکیه گاه خودت باشی و بعد عشقت عشق چیز عجیبی نیست حسی است مثل موقع هایی که صدایم میکنی : مادر من میگویم : جان مادر و به همین مقدسیست عاشقی را کم کم خودم یادت می دهم لابه لای ...
7 مرداد 1393

تولد دایی داداشی گلم مبارک

    امیر حسین زندگیمان نه  سالش را تمـــام کرد و ما همه شاکر...برای وجودش...برای شادیی که پنجم مرداد آن سال به ما هدیه داد...آن روزِ بارانی... امیر حسینی  که جای خالی زندگیمان را پُر کرد....آن نقطه چین ها را پُر کرد... تولدت مبارک عزیزترین برادرِ دنیایم... تولدت مبارک دایی امیر حسین  محبوبِ بندِ دلم! تولدت مبارک...عزیزترینم     صدرا جونم تو را اماده کرده بودم که تولد تو نیست وتولد دایی جونه ولی بازم تا روز تولد میگفتی تولده خودمه ممنون از دایی امیر حسین برای فووووتِ مشترکشان و انگشت های کیکیِ یواشکیِ صدرا ! ممنون از مامان فاطی که زحمت کشیده بود برات...
6 مرداد 1393

اندر احوالات ماه رمضان سال 93

حتی یک نفر در این دنیا شبیه تو نیست نه در نفس کشیدن نه در نفس نفس نفس زدن و نه از قشنگی نفس مرا بند آوردن می‌بینی؟ پروردگار عالم وقتی تو را می‌آفرید هرچه عطر نارنج داشت ریخت توی تن تو بخشید به موهات و تو تنهای بی‌همتای من شدی     سلام به یکی یه دونه پسرم وسلام به همه ی دوستای گلم    امیدوارم طاعات وعبادات همگیتون مورد درگاه حق قرار بگیره   صدرا جونم از اول ماه رمضان برات میگم که درست اول ماه  رمضان مامان حمیده (مامان بابایی )به یک عمل فوری رفتن که با این برو وبیایی خیلی سختی کشیدی چون وقتی بیمارستان میرفتیم تو رو میسپردم پیش مامان فاطی درسته که ما...
1 مرداد 1393
1