صدرا  جونم صدرا جونم ، تا این لحظه 7 سال و 8 روز سن دارد

صدرا عشق مامان

گردش بهاری با یکی یه دونه پسرم

  پسرم داری قد میکشی پا میگیری جلو چشمام تو نباشی دیگه از زندگی هیچی نمیخوام وقتی میخندی دلم تو سینه پرپر میزنه اینکه تو بزرگ شی تمام رویای منه پسر م گل پسرم دوردونه ایی تاج سرم واسه ی خوشبختی تو از همه دنیا میگذرم یکی یه دونه ی من تموم هستی ونیستمی واسه ی اینده ی تو من نمیزارم هیچ غمی همه هر چی دارم تو زندگی همه ماله تو ا وقتی که تب میکنی دلم تو اتیش توا وقتایی که نیستی دلم همش  پیش توا پسرم گل پسرم دوردونه ایی تاج سرم واسه خو...
30 ارديبهشت 1393

بابایی /عزیزمی /عمرمی /روزت مبارک .جشن عروسی دایی جون

                                                                                    اگر چه خانه مان کوچک بود وکاه گلی،اماخسته ترین مهربانی عالم،در آینه چشمان مردانه ات،کودکی ام را بدرقه کرد تا امروز به معنای تو رسیدم.می خواهم بگویم ببخش اگرپای درخت سیب حیاطمان،پنهانی،غصه هایی را خوردی که مال تو نبودند.ببخش اگر ناخن های ضرب دیده ات را ندیدم که بخاطر یک لقمه نان حلال در معدن های زغال سنگ آسیب دیدند.ببخش اگر سرفه ها و...
27 ارديبهشت 1393

پسر شیطون بلایم ماهگردت مبارک

ماهگیت مبارک دلبرکم از روزیکه پا به این دنیا گذاشتی و تا امروز که 29 ماهه شدی بهترین لحظات عمرم رو برایم رقم زدی نور مردانگی در چشمانت همیشه پایدار مرد کوچک 29 ماهه من دوستت دارم وروجک کوچولویم   صدرایم امروز 17 اردیبهشت یه ماهه دیگه بزرگ شدی دیگر صدرای نیم وجبی نیستی برای خود مرد شدی دیگر حرف زدنات کامل شده با زبون شیرینت کلمات شکسته و گاه مثل ادم بزرگا حرف میزنی دیگر نمیدانم شادیم را چگونه ابراز کنم فقط میتوانم در ان لحظه در اغوشم بگیرم و هر چقدر که میتوانم فشارت دهم وتویی که از شادی من به وجد میایی  صورتم را ب...
17 ارديبهشت 1393

شب ارزوها وعلایق فرشته کوچولو

برای چراغ های همسایه هم نور آرزو کن ، بی شک حوالی ات روشن تر خواهد شد ... ماه رجب است و شب آرزوها التماس دعا سلام به دوستای گلم وسلام به یکی یه دونه پسرم که ارامش را در چشمای او دیدم .صدرایم امروز شب ارزو هاست شبی که پروردگارمان هیچ بنده ای را دست خالی بر نمیگرداند . شبی  که در ان همه محتاج دعایند . پسرم اولین واخرین ارزویم تو هستی ولی دیگر برای تو ارزو داریم ارزوی تندرستی سلامتی موفقیت خوشبختی جونم برات بگه که ماشالله هزار ماشالله اقا تمام شدی ودیگه کارای بد وخوب رو تشخیص میدی که باید کجا شیطونی کنی وکجا یه بچه ی اروم وناز بشی تا دلبری کنی وهمه قربون...
13 ارديبهشت 1393

روزت مبارک مادر عزیزتر از جانم ...........

مادر یعنی :معرفت .گذشت ومحبت........ یعنی هرچه سخت باشد روز هایت .من هستم خیالت تخت........ روز مادر مبارک once upon a memory someone wiped awaya tear held me close and loved me tank you mother dear   روزگار به کامت باشد مادر مهربانم الان که مادرم مینویسم  خدایا ممنونم که مرا لایق اسم مقدس مادر کردی خدایا صد هزار مرتبه شکرشکر شکر شکر......... مادر ای شمع وچراغ خانه مادر ای زیبا ترین ترانه مادر ای همان خدای احساس مادر ای تمام بود ونبودم مادر ای مهربان گرم است .باتو .تارو پودم مادر م زمزمه کن در گوشم مثل اون روز ها بگو لالا/بکن سرگشته ومده...
4 ارديبهشت 1393

گردش در پارک با پاره ی تنم

    عشقم .کوچولوی خوش اخلاق مامان. میدونی نفسم به نفست بنده ؟ میدونی تنها ارامش وجودم شدی؟ میدونی که با وجودت دیگه تنها نیستم؟ میدونی دنیا رو با یه لبخندت عوض نمیکنم ؟ میدونی شدی تنها بهانه زندگی کردنم؟ میدونی عاشقی را تو به من اموختی؟ میدونی الان شدی پاره ی تنم ؟ اره شدی عشقم/وجودم /نفسم/پاره ی تنم /جیگرم ...
4 ارديبهشت 1393

ماجرای عید 93 وسیزده بدر

سلام به پسر یکی یه دونه ی خودم وسلام به دوستای گلم  که امیدوارم  عید خوبی رو پشت سر گذاشتن  عزیز دلم با کلی تاخیر اومدم ولی از ماجرای عید دونه به دونه برات میگم تا خاطره ی باشه برای فرداهایت  عزیزم عمرم تنهاییم عاشقانه دوستت دارم  پسرم تموم دنیا ی مامان از دنیای کوچکیت برات مینویسم از لحظه به لحظه هایت مینویسم. عزیزدل مامان امسال سال نو رو 3 نفری توی خونه ی خودمون تحویل کردیم ومنم از لحظه ها وثانیه های تحویل سال ازت عکس گرفتم وبعد از تحویل سال خونه مامان بزرگ و خونه ی مامان جونت رفتیم که شام هم خونه مامان جون اینا بودیم خلاصه با عزیزترین هایمان سال قشنگی رو شروع کردیم و این چند روز اول عید رو بیشتر...
2 ارديبهشت 1393
1